خوش آمدید

جستجوی اين وبلاگ

در حال بارگیری...

صفحات

سه‌شنبه ۲۱ ژوئن ۲۰۱۱

گربه های شهر ما!

گربه های شهر ما
شهر شده است پر از گربه، گربه هایی که بدون اجازه در روز روشن از دیوار مردم بالا می روند، چه برسد به شب که حسابی گربه رقصانی می کنند
امان از دست این گربه ها، به آشغال مردم هم کار دارند می گویند چرا نوشابه گازدار(همان دوگانه سوز) و ماء الشعیر( آب جو بدون الکل منظور است) می خورند.
درحال تکمیل...

چهارشنبه ۹ فوریهٔ ۲۰۱۱

یکمین سالگرد پرواز ابدی خواننده خوش صدای ایل قشقایی، طهمورث خان کشکولی

روز پنجشنبه به تاریخ 21/11/1389 یادواره ای به مناسبت پرواز ابدی خواننده پرآوازه آوازهای ترکی  قشقایی از ساعت 13 الی 17 درمجموعه فرهنگی عشایری واقع در شهر جدید صدرا شیراز با حضور هنرمندان ایلات عشایری ایران برگزار می گردد.

جمعه ۲۴ دسامبر ۲۰۱۰

شنبه ۶ نوامبر ۲۰۱۰

فلک/حکایت ایل گمشده!

فلک/حکایت ایل گمشده!
از روزهای با شکوه گمشده در روزگار امروز تا زبان گمشده در میان شهرنشینی...
بزودی در فلک

شنبه ۲۵ سپتامبر ۲۰۱۰

فلک/یادی دگربار از محمد بهمن بیگی


به پاس رعايت اخلاق حرفه اي در بيان مطالب اين گزارش بدون هرگونه سانسور واعمال نظر و سليقه همانگونه كه در فوريه 1976 نوشته شده است نقل مي گردد:


نوشته: لين كابستد-فوريه 1976

مدارس عشایری، محمد بهمن بیگی





نوشته:لین کابستد



مجله مرزهای نو/شماره دوم-دوره بیستم-بهمن 1354-فوریه 1976-صفحه نخست.



موفقیت سیستم مدارس عشایری که مرکزآن در شیراز است در ایران و کشورهای دیگرکه میکوشند آموزش مدرن را رواج دهند

شهرت دارد.آقای محمد بهمن بیگی شاید بیش از هر شخص دیگر زحمت کشیده است که مشکل آموزش عشایر را حل کند.خود مردم عشایر ارزش سیستم آموزشی که آقای محمد بهمن بیگی مدیرکل آموزش عشایری ترویج کرده است میدانند. آقای بهمن بیگی که خود از عشایر قشقائی است تحصیلات عالی داشته و یک فرد سرشناسی است ولی هنوز شور و شوق زندگی ایلیاتی در چشمانش برق میزند.خان کارولین تامپسون رئیس انجمن ایران و انریکا در شیراز که بفعالیتهای آقای بهمن بیگی بدیده تحسین مینگرد و باتفاق نامبرده از یک روستای عشایری و مدارس آنها دیدن کرده میگوید:« ما بروستای زیبای تنگه لاله که نزدیک نورآباد - شیراز واقع شده رفتیم و شب در خانه کد خدا ماندیم . پسر کدخدا یکی از سه معلم آن روستا است نظرش را درباره ی مدارس عشایری پرسیدیم : او گفت در حدود 10 سال پیش یک ملا در این دره زندگی میکرده که به مردم تقریباً 25 روستا درس می داده است . امَا امروزه حدود 70 معلم در این دره تدریس میکنند . این معلمان همگی از مردم عشایر هستند که آقای بهمن بیگی آنها را تربیت کرده است و امروز به نزد قبیله خود برگشته اند و کودکان و جوانان ما را تربیت می کنند . اینها است آنچه که محمد بهمن بیگی با سیستم مدارس عشایری خود در عرض 23 سال گذشته انجام داده – ابتدا برای ایل قشقائی و اکنون به دستور دولت ایران به تمام ایلات در سراسر ایران خدمت می کند . این یک سیستم کوفقیت آمیزی است برای اینکه خود مردم عشایر شوق و علاقه زیاد برای یادگوری دارندو خود از مجریان این برنامه هستند .





برای اینکه بهتر با این شیوه تدریس آشنا شویم از آقای بهمن بیگی پرسیدیم توضیحات بیشتری در این باره بدهد و به چند سوال ما پاسخ گوید :



آقای بهمن بیگی : من در سال 1951 در ایالت متحده بودم که اعلیحضرت شاهنشاه آریا مهر هنگام تشریف فرمائی به شیراز از وزیر آموزش و پرورش وقت پرسیده بودند چرا عشایر مدرسه ندارند و اینکه هر چه زود تر باید فکری به حال آنها بشود . شش سال پیش از آن تاریخ پس از اتمام دانشکده حقوق در تهران کتاب کوچکی نوشته بودم و در آن پیشنهاد کرده بودم که تنها را حل مشکل تدریس عشایری ایجاد مدارس سیار است . ضمناً نامه ای به وزارت آموزش و پرورش نوشته بودم که به عنوان یک فرد تحصیل کرده قشقائی حاضرم طبق دستور دولت چنین برنامه ای را به مرحله اجرا گذارم . خواهشمندم به من کمک کنید تا برای کودکان عشایر مدرسه ایجاد کنم . زمانیکه در واشنگتن بودم نامه ای دریافت داشتم حاکی از اینکه اعلیحضرت شاهنشاه آریا مهر دستور صادر فرموده اند که برای آموزش عشایر اقدام شود لذا من در سال 1952 به ایران برگشتم و با هر کسی که می توانستم در این باره صحبت کردم .



از شیراز نامه ای به وزارت آموزش و پرورش نوشتم و آنها جواب دادند که بهمن بیگی به واسطه عدم کفایت بودجه اعتباری برای استخدام معلم جهت چنین برنامه ای در اختیار ندارند . در ان زمان کارشناسان آمریکایی در ایران بودند و در برنامه اصل چهار خدمت می کردند من موضوع را با آنها را در میان گذاشتم و آنها گفتند حاضرند لوازم مدرسه و وسایل حمل و نقل در اختیار من بگذارند ولی از بابت حقوق معلم نمی توانند کمک کنند .



اداره آموزش و پرورش وعده داد که اگر ما بتوانیم افرادی را استخدام کنیم حاضرند آموزش آنها را به عهده بگیرند . بنابراین من برای دریافت کمک نزد خود عشایر رفتم و از آنها خواستم که پرداخت حقوق معلمان را خود به عهده بکیرند آنها را متقاعد کردم که اگر حقوق معلمان را بپردازند مدرسه شان افتتاح خواهد شد و به آنها فهماندم که هیچ را دیگری برای تدریس کودکان آنها وجود ندارد . خوشبختانه از آنجا که من خودم ایلاتی بودم توانستم کمک مالی کافی بدست آورم و 117 نفر از آنها متقبل شدند که هر یک حقوق یک معلم را بپردازند . با این خبر خوش به شیراز برگشتم و برای دو تا سه سال بعد من رابط بودم بین وزارت آموزش و پرورش ( برای تربیت معلم ) ، مقامات اصل چهار ( برای تهیه لوازم و وسایل نقلیه ) و عشایر ( برای پرداخت حقوق معلمان ) .



وظیفه من این بود که کسانی را از خود ایلات انتخاب کنم که بتوانند با عشایر زندگی کنند ، با آنها کوچ کنند و به کودکان آنها درس بدهند . بعضی از معلمان برای کار معلمی آموزش ندیده بودند من آنها را آزمایش کردم ، با آنها قرارداد بستم و برای تربیت آنها را به شهر بردم . این آغاز کار مدارس عشایری بود .



سوال : قبل از آن عشایر از چه سیستم آموزشی برای کودکان خود استفاده می کردند ؟



آقای بهمن بیگی : خانه های ثروتمند برای خود منشی داشتند برای آنها نامه ها را می نوشت و به کودکانشان درس می داد. (پدر من خان نبود ولی ثروت کافی داشت و برای خود یک منشی استخدام کرده بود که هم نامه های پدر را می نوشت و هم به من درس می داد و معلومات من به قدری بود که بتوانم به تحصیلات خود در طهران ادامه دهم ) علاوه بر این چند ملا نیز وجود داشت که به بعضی از مردم درس می دادند .



سوال : اگر سنت آموزشی در میان عشایر وجود نداشت آیا با نقشه شما برای تدریس کودکان با یک شیوه مدرن مخالفت نمی کردند ؟



آقای بهمن بیگی : بعضی اشخاص که از جهالت مردم به نفع خود سود می بردند محققاً با این نقشه آموزشی من موافقت نداشتند این وضع در همه جا هست . وقتی که من طی سه یا چهار سال مدارس سیار را تاسیس کردم شکل و ظاهر این مدارس جلب توجه می کردند . مدرسه سیار عبارت بود از یک چادر سفید و پرچم ایران در بالای آن در اهتراز بود. این چادر در میان چادرهای سیاه ایلات جلوه خاصی داشت . هنگام کوچ کردن کودکان عشایر و همچنین مدرسه آنها و معلمانشان نیز به دنبال ایل حرکت می کردند من می دانستم که اگر بتوانم این مدارس را به سایر مردم مخصوصاً مردمان مهم نشان دهم مدارس ما توسعه پیدا خواهند کرد



س از 4 سال وزارت آموزش و پرورش که در ابتدا می گفت بودجه کافی برای این



پروژه ندارد با نظرات من موافقت کرد . گزارش کار به شرف عرض اعلیحضرت رسید و به وزارت آموزش و پرورش دستور داده شد تا با این پروزه کمکهای لازم را بکند در آن موقع به من گفته شد که معلمان مدارس عشایر تحصیلات کافی ندارند و وزارت آموزش و پرورش حاضر شده بود معلمان خود را در اذختیار مدارس عشایری بگذارد .



در میان جشن و استقبال مردم این معلمان شهری به نزد عشایر آمدند و در مدت خیلی کوتاه به اشتباه خود پی بردیم . این معلمان مردم شهری بودند و با تحصیلات و زندگی شهری عادت داشتند لذا نمی توانستند مدتی طولانی نزد عشایر بمانند و در میان آنها زندگی کنند .



لذا در پایان 6 ماه من گزارش کردم که معلمان شهری مشکل ما را حل نمی کنند و پیشنهاد کردند یا باید برنامه را متوقف کنیم یا اینکه وزارت آموزش و پرورش بودجه ای برای معلمان عشایری در نظر بگیرد . من به طهران رفتم و پس از مذاکره با مقامات وزارت آموزش و پرورش اجازه گرفتم که یک مدرسه تربیت معلم در شیراز تاسیس کنم . پس از تاسیس مدرسه عده ای از مردم عشایر را برای یک سال در مدرسه تربیت می کردیم و حداقل همان حقوق ماهیانه ای که به معلمان وزارت آموزش و پرورش پرداخت می شد به آنها می پرداختیم سپس آنها را نزد عشایر می فرستادیم .



امروز تقریبا 19 سال از زمان تاسیس مدرسه تربیت معلم در شیراز می گذرد . طی 13 سال اول ما سالانه 100 تا 150 معلم تربیت می کردیم ولی در 6 سال اخیر تعداد آنها بیشتر شده است . چون اعلیحضرت شاهنشاه آریا مهر دستور فرمودند که این مدارس تاسیس گردند ما نیز بر تعداد معلمان افزودیم . امروزه ما 4000 معلم برای تمامی عشایر داریم که همگی آنها از مردم خود ایلا ت هستند و اینها به تقریباً به 80000 دانش آموز درس می دهند . ولی آنچه به ما غرور می بخشد تعداد دانش آموز نیست بلکه کیفیت و سطح دانش آنهاست . در همه جا از ما می خواهند که برای آنها مدرسه مطابق سیستم خودمان تاسیس کنیم . مدرسه تربیت معلم ما در شیراز در حدود 1000 نفرمعلم جدید قبول کرده این معلم ها یک سال تعلیم می بنند .



سوال : دبیرستان عشایری شیراز را چگونه تاسیس کردید ؟



آقای بهمن بیگی : در حدود 9 سال قبل من در صدد بر آمدم برای دانش آموزان با استعداد مدارس چادری کاری بکنم تا دوره دبیرستان را نیز به پایان برسانند. نامه ای به شاهنشاه آریا مهر نوشتم و از معظم له کمک خواستم . شاهنشاه آریا مهر با درخواست من موافقت فرمودند و اکنون ما 9 سال است که این دبیرستان را داریم .هر سال ما عده ای از دانش آموزان با استعداد را از مدارس عشایری انتخاب می کنیم و به این جا می آوریم . دبیرستان ما به عنوان یکی از بهترین دبیرستان ها شهرت دارد .



سوال : دبیرستان شما چند کلاس دارد ؟



آقای بهمن بیگی : در اوایل 6 کلاس و در دو یا سه سال اخیر 7 کلاس داشته است . 95% فارغ التحصیلان دبیرستان ما در سه سال گذشته در دانشگاه های ایران پذیرفته شده اند . سال گذشته 52 دانش آموز داشتیم که می بایست امتحان ورودی به دانشگاه را بگذرانند. از این 52 نفر 50 نفرشان در دانشگاه ها پذیرفته شدند . 90 نفر آنها در دانشگاه های پزشکی و 8 نفرشان در دانشگاه پهلوی شیراز و یکی درتهران تحصیل می کنند . 12 نفر از 52 نفر داوطلب وارد دانشکده حقوق دانشگاه تهران شدند و بقیه در دانشگاه های سراسر کشور در رشته های مختلف تحصیل می کنند . شاید تا ده سال دیگر این دانش جویان مقامات مهمی در این کشور عهده دار شوند .



سوال : چگونه سیستم آموزشی شما گسترش یافت و در قبایل دگر مورد استفاده قرار گرفت ؟



آقای بهمن بیگی : در ابتدا من فقط برالی ایل قشقائی خدمت می کردم ولی دولت از من خواست تا همین کار را برای تمام قبایل ایران مثلاً برای قبایل کرمان ، کهکیلویه و بختیاری انجام دهیم .در مورد این قبایل نیز ما موفق بوده ایم و در بعضی از موارد موفقیت ما بیشتر از فارس بوده است امَا گسترش این سیستم دشوار است . در حال حاضر ما می توانیم 1000 تا 1500 معلم تربیت کنیم . ما مجبوریم صبر کنیم تا دانش آموزانی که مشغول تحصیل در مدارس ایلاتی هستند تحصیلات خود را به پایان برسانند چون آنها با این سیستم کاملاً آشنا هستند خدمات ارزنده ای به نوآموزان خواهند کرد . با دانش آموزان مدارس دیگر تصور نمی کنم بتوانیم چنین معلمانی را تربیت کنیم .



سوال : رمز موفقیت شما در چه بوده است ؟



آقای بهمن بیگی : من به خوبی نمی توانم آن را شرح دهم . عامل اصلی مناسبات دوستانه بین خودم ، معلمان و دانش آموزان بوده است . ما همگی دارای روحیه خوبی هستیم و شما تا مدارس را نبینید هرگونه توضیحی بی فایده است .



سوال : آیا رقابت یا مسابقه در بین ایلات در بین است ؟



آقای بهمن بیگی : البته . ما انگیزه های مختلفی ایجاد می کنیم مانند رقابت بین عشایر .ما دانش آموزان با استعداد را به شیراز می آوریم تا دبیرستان و مدرسه تربیت معلم در شیراز را از نزدیک ببینند . آنها یکی دو هفته در شیراز اقامت می کنند . در فصل تابستان ما یک برنامه جالبی برای رفتن بین عشایر ترتیب داده ایم . ما با یک وسیله نقلیه و یک آشپزخانه و مقداری غذا به نزد عشایر می رویم و در نزدیکی آنها چادر می زنیم و از کودکان دعوت می کنیم تا بیایند و کار ما را از نزدیک ببینند . ما از آنها می خواهیم تا اشعاری بخوانند و کارهای دیگری برای ما انجام دهند . سپس به حوزه دیگر می رویم و در هر قبیله ما از کودکان آزمایش می کنیم و معلمان تحت آموزش از همان عشیره با ما همکاری می کنند . با این وسیله ما داوطلبان بیشتری برای کار تدریس پیدا می کنیم . این است برنامه کار ما در فارس ، شاهسون ، کردستان و جاهای دیگر . به کودکان عشایر وعده می دهیم اگر خوب درس بخوانند می توانند به دبیرستان و یا به مدرسه تربیت معلم شیراز بروند .



سوال : در مدارس به چه زبانی تکلم می کنند ؟



آقای بهمن بیگی : ما به فارسی تدریس می کنیم و از این بابت به خود می بالیم . معلمان زبان ایلاتی مربوطه را می دانند ولی به شاگردان به فارسی درس می دهند . ما گمان می کنیم بهترین سیستم تدریس زبان فارسی را در کشور داریم . برای مثال در آذربایجان که به زبان ترکی حرف می زنند سیستم تدریس استثنائی است . ما برای کودکان لر ، کرد و خوزستانی از همین شیوه استفاده می کنیم . کودکان فارسی را خوب و بدون لحجه یاد می گیرنند. .



سوال : آیا داوطلبان سپاه صلح آمریکا با شما همکاری می کنند ؟



آقای بهمن بیگی : بله . ما از 5 داوطلب آمریکایی استفاده می کنیم و آنها کارشان را خیلی خوب آنجام می دهند .



آنها در دبیرستان شیراز و در بعضی حوزه های دیگر به دانش آموزان انگلیسی یاد می دهند.



مدت 3 تا 4 سال است داوطلبان سپاه صلح آمریکا با ما همکاری می کنند .



سوال : برنامه کمک اصل چهار آمریکا تا چه مدت ادامه پیدا کرد ؟



آقای بهمن بیگی : برای دو سال و نیم در اوایل سال های 1950 . انها لوازم و وسایل حمل و نقل در اختیار ما گذاشتند .



سوال : آیا شما برنامه آموزشی سرخپوستان آمریکائی را در ایالت متحده مورد مطالعه قرار داده اید؟



آقای بهمن بیگی : در سال 1958 من از اداره امور سرخپوستان در واشنگتن دیدن کردم و مسافرتی هم به غرب آمریکا نمودم و کارهای قبایل ناواهو و هوپی را مورد مطالعه قرار دادم . ضمناً از نیومکزیکو ، اریزونا و ی.تا دیدن کردم و از یک مدرسه حرفه ای در شهر کانزاس بالزدید کردم . آنها خیلی سخت برای آموزش سرخپوستان فعالیت می کردند ولی سیستم مذبور برای آن نوع آموزش عشایری که ما در ایران می خواهیم قابل اجرا نیست .



سوال : آیا دولت قصد ندارد عشایر را اسکان دهد ، و اگر چنین است وضع آموزش آنه چگونه خواهد بود ؟



آقای بهمن بیگی : کلیه مدارس ما سیار نیستند . در ابتدا همه آنها سیار بودند ولی با پیشرفت کشور ، عشایر نیز به تدریج در محلی مستقر می شوند و در نتیجه مدارس نیز ثابت خواهند بود . مسئله ساختمان چندان مطرح نیست . یکی دو اطاق در یک روستا برای یک مدرسه کافی است . من ترجیح می دهم زیر سایه یک درخت یا در یک چادر یا در دو یا سه اطاق مدرسه دائر شود که معمولاً خود روستائیان در اختیار ما قرار می گزارند .



سوال : آیا عشایر تمایل دارند که از کوچ نشینی دست بردارند ؟



آقای بهمن بیگی : البته آموزش به آنها کمک خواهد کرد تا مستغر شوند . پیشرفت کشور ، کارخانه های جدید ، راه ها و مشاغل تازه تماماً به اسکان آنها کمک می کنند . هم اکنون نیمی از عشایر فارس مستقر شده اند .



سوال : جمعیت کل عشایر در ایران چقدر است ؟



آقای بهمن بیگی : ( با خنده) من اطلاعات کامل درباره دنیای عشایر ندارم . وقتیکه شما می خواهید چیزی به مردم عشایر بدهید تعداد آنها تا چهار میلیون افزایش می یابد و وقتیکه می خواهید چیزی از آنها بگیرید ، تعدادشان به یک میلیون کاهش پیدا می کند .



سوال : شما که خود از عشایر هستید آیا هنوز نیاز دارید که دائماً در حال حرکت باشید ؟ آیا رئحیه مهاجرت جزئی از شخصیت عشیره ایست ؟



آقای بهمن بیگی : البته . و همین راز موفقیت من است .من دائم در حال حرکتم و نمی توانم در جایی بمانم . این یک عادت است .



سوال : لیکن شما گفتید که اسکان گزیده اید ولی قلباً اینطور نیستید ؟



آقای بهمن بیگی : درست است . من همیشه می خواهم حرکت بکنم .



سوال : گذشته از خود شما آیا کسی دیگر در عشایر موقعیت و مقامی عالی در کشور دارد ؟



آقای بهمن بیگی : نه . ولی امیدوارم در سالهای آینده دانش آموزان ما دارای چنین مقام های شوند . تا سال گذشته ما هیچ وکیل دعاوی از عشایر نداشتیم ولی هم اکنون 12 دانشجو در دانشکده حقوق داریم . شاید تا 10 سال دیگر ما دارای قاضی در فارس باشیم که از قبایل برخاسته است .



سوال : آیا نظریه دیگری دارید بگویید ؟



آقای بهمن بیگی : به نظر من ما باید راه هایی پیدا کنیم که طبقات پایین در این کشور آموزش کافی ببینند . باید راهی باشد تا بتوان به اکثریت مردم خدمت کرد .



نتیجه : به نظر ما آقای بهمن بیگی شما آن راه را پیدا کرده اید .

پنجشنبه ۹ سپتامبر ۲۰۱۰

فلک/هموطن ما خیام نیشابوری

از دی که گذشت، هیچ از او یاد مکن

                                     فردا که نیامدست فریاد مکن
بر نامده و گذشته بنیاد مکن
                           حالی خوش باش و عمر بر باد مکن

(( خیام نیشابوری))